کلمات گیج کننده زبان انگلیسی

کلمات گیج کننده زبان انگلیسی

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]

در زبان انگلیسی کلماتی وجود دارد که معنا یا ظاهر مشابه ای با یکدیگر دارند ولی کاربرد آنها متفاوت است. در این مقاله که تحت عنوان کلمات گیج کننده زبان انگلیسی منتشر شده سعی در معرفی این لغات به شما عزیزان داریم. با ما همراه باشید.

همچنین در صورت تمایل میتوانید مقاله آموزش تصویر سازی ذهنی لغات را مطالعه کنید که یادگیری لغات انگلیسی میتواند به شما کمک بسیار زیادی بکند.

کلمات گیج کننده و مشابه به هم انگلیسی

Notorious: بدنام و رسوا

Nutritious: مغذی

Embrace: در آغوش گرفتن، پذیرفتن

Embarrass: شرمسار شدن, خجالت

Disguise: پنهان کردن، تغییر قیافه دادن

Disgust: انزجار، تنفر، متنفر کردن، بیزار کردن

Inflammation: التهاب، احتراق

Inflation: تورم، پف کردگی

Recent: اخیرا

Resent: رنجیدن، خشمگین شدن

Slander: تهمت زدن ،افترا زدن

Slender: باریک، ضعیف

Furry: (خزدار (اسم

fur: (خز، خزدار کردن، باردار شدن (فعل

Fury: خشم، غضب، درنده خویی

Ferry: عبور، عبور دادن، با قایق از یک طرف به طرف دیگر رودخانه انتقال دادن

Fairy: پری

Comply: فعل) موافقت کردن، اجابت کردن، براوردن)

Compliant: (موافق، مهربان (اسم

Complain: (شکایت کردن (فعل

Complaint: (شکایت (اسم

Participation: مشارکت

Precipitation: بارش باران ، تگرگ و یا برف، تسریع، ته نشین شدن، عجله

Comprehensive: ،بسیط، جامع، فراگیر

Comprehensible: قابل درک

Unearth: از لانه بیرون کردن ،از زیر خاک در آوردن

Unearthly: عجیب و غریب ،غیر عادی

Scarce: نادر، کمیاب

Sacred: مقدس، وقف شده

Emigrate: از کشور خود به کشور دیگری برای زندگی رفتن، مهاجرت از کشور خود) خروج از کشور خود)

Immigrate: به کشوری وارد شدن، وطن اختیار کردن

Thrust: پرتاب کردن، فشار، چپاندن

Trust: اعتماد کردن

Glimpse: نگاهی گذرا انداختن، نگاه اجمالی

Glance: به عمد نگاهی گذرا انداختن، برانداز کردن

Proceed: پیش رفتن، اقدام کردن، پرداختن به

Precede: جلوتر بودن از، اسبق بودن بر، مقدم بودن

Wager: شرط بندی کننده

Wage: اجرت، کارمزد، دستمزد

Council: شورا، مجلس، انجمن

Counsel: اندرز، مشورت، رایزنی، توصیه کردن و پند دادن

Eliminate: حذف کردن، کنار گذاشتن

Illuminate: روشن کردن، وضوح بخشیدن به ، درخشان ساختن

Inhabit:ساکن شدن، مسکن گزیدن

Inhibit: مهار کردن، منع کردن، مانع شدن

مثال:

Fatty foods should be eliminated from the diet.

غذاهای چرب باید از رژیم غذایی حذف شوند.

I greatly misdoubt the accuracy of this… can you illuminate me?

تا حد زیادی به درستی این موضوع شک دارم. میتونی روشنم کنی؟ (این مساله رو برام شفاف کنی؟)

مثال:

a bird that inhabits North America

پرنده ای که ساکن شمال آمریکاست.

cold inhibits plant growth

سرما مانع رشد گیاه میشود.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *